از آنجائیکه پل ها از اهمیت بسزایی در طراحی محورهای عبور و مرور شهری برخوردار بوده و کمک شایانی به روند ترافیک خودرویی می کند، این المان سازه ای، به سبب عبور و مرور وسائل نقلیه دارای بارگذاری متحرک بوده و خطوط تاثیر در حالت های مختلف در طراحی حالت بهینه استاتیکی نقش تعیین کننده ای دارد. پل ها به سبب تغییرات جوی و ماهیت فیزیکی مصالح ساخت پل، انبساط و انقباض حاصل از تغییرات دما و همینطور بارهای متحرک بر روی خود از درزهای انقطاعی بهره می برند.. اثر ضربه پل ها در حین زلزله و تاثیرات مخرب آن، محققین را بر آن داشت تا در این زمینه به تحقیق و بررسی بپردازند. از آنجائی که دهانه پل ها به صورت منفرد و عموما یک تیر گیردار طراحی و اجرا می گردند، در هنگام بارهای لرزه ای، هر کدام از دهانه و عرشه پل ها رفتار متفاوتی از خود بروز داده و تغییرمکان های جانبی آن ها بر اساس جنس سازه، همچنین مود ارتعاشی هر یک از آن ها بوجود می آید. این تفاوت رفتاری سبب می شود که پل ها با یکدیگر برخورد کرده و آسیب هایی به عرشه و بدنه آن ها وارد آید. بنابراین، نیاز جدی به ایجاد یک فاصله ایمن بین دو عرشه همسان یا غیرهمسان محسوس بوده تا در حین تحرکات لرزه ای، اثر ضربه بین دو عرشه محدود شده و تا حد امکان تنزل یابد. به این منظور، هر پل به صورت یک سازه یک درجه آزادی مدل شده و جرم پل و سختی آن، بصورت یک سیستم دینامیکی در نظر گرفته می شود. با استفاده از زمان تناوب دو پل کنار هم و زلزله مورد تقاضا، فاصله ایمن به جهت جلوگیری از برخورد دو دهانه پل پیشنهاد می گردد.